على اصغر حلبى

147

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

حيرت‌انگيزى بود : با فضل و دانش ، جاه طلب ، پارساگونه ، محيل و داراى مهارت فرماندهى و قدرت كارساز . وى براى پيشبرد مقاصد خود ، از داعيهء نزار به عنوان امام بر حق و فرمانرواى جهان اسلام طرفدارى كرد . و به نام او قلعه‌هاى بسيارى را در ايران فتح كرد ، از جمله الموت [ - آشيانهء عقاب ] را كه زمانى مدينهء مركز فعاليتهاى خود قرارش داد . نهضتى كه حسن آغاز كرد به « دعوت جديد » معروف است . امامان نزارى الموت ، كه نخستين آنان خود حسن صباح است ، در بعضى از نقاط ايران سلطه و اقتدارى بهم رسانده بودند و آخرين آنان به نام امام خورشاه در قرن هفتم هجرى / سيزدهم ميلادى به دست مغولان كشته شد . شاخهء نزارى اسماعيليه امروزه آقا خان را به رهبرى مىشناسد و اعضاى اين شاخه در شبه قارهء هند و پاكستان به « خوجه » معروف‌اند . پيروان مستعلى به « بهره » مشهورند . طبق نظر اسماعيليه ، درست مانند شيعهء اثنىعشريه ، تنها حكومت بر حق ، حكومت دينى است كه ، امام در رأس آن قرار دارد و چنان كه پيشتر بيان كرديم ، اين رهبرى از جانب خداوند به امام تفويض شده است . امام يا رئيس حكومت هرگز به اين معنا خدمت و مأموريتش به پايان نمىرسد كه هنگام غيبتش نمايندگانش عامل او باشند و به نشر دعوتش بپردازند . در واقع هر دو فرقه يعنى هم اثنىعشريّه و هم اسماعيليه به تداوم مأموريت امام معتقدند . تا آنجا كه انجام وظايف متعلق به امامت مطرح است ، هيچ خلئى نبايد رخ بدهد . چه بسا ميان وفات يك پيامبر و تولد پيامبر ديگر فترت يا زمان مديدى اتفاق مىافتد و اتفاق هم افتاده است ، ولى در طى اين مدت ، امام در پرتو وحى به ادامهء وظايف او مىپردازد . اسماعيليّه چنين معتقدند كه هر پيامبرى امامى دارد كه حقيقت را با او در ميان مىگذارد . در اصطلاح فنى اسماعيلى ، پيامبر را ناطق و امام را صامت مىگويند . هر چند وحى فقط با پيامبر در ميان گذاشته مىشود ، ولى امام آن را تفسير و تقويت مىكند ، چه معناى باطنى وحى فقط بر او مكشوف است . در دورهء فاطميان به على ( ع ) خليفهء چهارم ، مقام اساس امامت داده شده و بدينسان برتر از ساير ائمه تلقى شد . در حكومت دينيى كه اسماعيليه ترسيم كرده‌اند ، هر امامى يك وكيل عمده دارد كه به او باب مىگويند . او ميانجى بين امام و محفل درونى داعيان است . هر اطلاعى كه بايد به امام برسد از طريق باب به او مىرسد و هر فرمان كه از ناحيهء او صادر گردد هم از آن طريق به همه كسانى كه با آن باب در تماس‌اند بازگو مىگردد . در منابع نقل شده است كه حسن صباح ادعا كرده است كه « بدر » باب و وكيل مستنصر به او